زندگی
زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت
"Life is like riding a bicycle. To keep your balance you must keep moving.”
این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد
زندگی درک همين امروز است،فهم نفهميدنهاست،ظرف امروز پر از بودن توست،
شايد اين خنده که امروز دريغش کردی،
آخرين فرصت همراهي ماست
تلخ است،که لبريز حقايق شده است.
زرد است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی و گرنه ميدانستی
پاييز بهاريست که عاشق شده است!
چو باید همه در دل خاک رفت
خوشا آن که پاک آمد و پاک رفت
بجوشيد، بجوشيد كه ما بحر شعاريم
بجز عشق، بجز عشق دگر كار نداريم
در اين خاك، در اين خاك، در اين مزرعه ي پاك
به جز مِهر، به جز عشق، دگر تخم نكاريم
چه دانيم؟ چه دانيم كه ما دوش چه خورديم؟
كه امروز، همه روز، خميريم و خماريم
…………………………
مپرسيد، مپرسيد ز احوال حقيقت
كه ما باده پرستيم، نه پيمانه شماريم
شما مست نگشتيد، وز آن باده نخورديد
چه دانيد، چه دانيد كه ما در چه شكاريم؟
***
نيفتيم بر اين خاك، سِتان، ما نه حصيريم
برآييم بر اين چرخ، كه ما مردِ حصاريم**
(مولانا)
يا ميدانيد که؟؟؟؟

رداي پدر علم جهان
يك نمونه ديگر از ارزشهاي ايراني كه خود ما آنرا نمي شناسيم رداي فارغ التحصيلي است. لابد تا به حال شما هم ديده ايد وقتي يك دانشجو در دانشگاههاي خارج مي خواهد مدرك دكتراي خود را بگيرد، يك لباس بلند مشكي به تن او مي كنند و يك كلاه چهارگوش كه از يك گوشه آن يك منگوله آويزان است بر سر او مي گذارند و بعد او لوح فارغ التحصيلي را مي خواند. هنگامي كه از ما سوال مي شود كه اين لباس و كلاه چيست؟ پاسخ مي دهيم اين لباس شيطونك است كه اينها تنشان مي كنند! اما هنگامي كه از يك اروپايي يا ژاپني و يا حتي آمريكايي سوال شود اين لباس چيست كه شما تن فارغ التحصيلانتان مي كنيد؟ مي گويند ما به احترام «آوي سنت» (پور سينا) پدر علم جهان اين لباس را به صورت نمادين مي پوشيم. آنها به احترام «آوي سنت» كه همان «ابن سينا»ي ماست كه لباس بلند رداگونه مي پوشيده، اين لباس را تن دانشمندان خود مي كنند. آن كلاه هم نشانه همان دستار است (کمي فانتزي شده) و منگوله آن نمادي از گوشه دستار خراساني كه ما ايراني ها در قديم از گوشه دستار آويزان مي كرديم و به دوش مي انداختيم. در اروپا و آمريكا علامت يك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سينا مي گذارند، ولي ما خودمان نمي دانيم. باورتان مي شود؟
سلام